امروز شمسی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
  قوانین شهرداری  قوانین شهرداری   مناقصه ها و مزایده ها  مناقصه ها و مزایده ها   ارسال مطلب و خبر  ارسال مطلب و خبر   تماس با ما  تماس با ما   جاذبه های گردشگری  جاذبه های گردشگری   گالری عکس  گالری عکس   شورای اسلامی شهر  شورای اسلامی شهر   درباره شهردار  درباره شهردار   معرفی شهر  معرفی شهر   صفحه اول  صفحه اول  

  مطالب برگزيده

  آخرين اخبار
غرفه بازیافت آماده خدمت رسانی به شهروندان نطنزی است
اطلاعیه دادگستری شهرستان نطنز در خصوص روزه خواری در اماکن عمومی و معابر
دیدار نوروزی شهردار نطنز و مرتضی باغبادی نائب رئیس شورای اسلامی شهر نطنز با رحمت الله فیروزی پور
بازدید شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر نطنز از ایستگاه امنیت و سلامت روبروی امامزاده سلطان حسین
احتمال وزش باد شدید و طوفان لحظه ای در شهر نطنز وجود دارد
جشن نوروزگاه با حضور طنزپردازان و حضور افتخاری بازیگران همشهری
نصب شعار سال در ورودی های شهر
پیام شهردار نطنز بمناسبت عید نوروز؛
اکران فیلم موقعیت مهدی و زیر صفر در ایام نوروز
پیام شهردار نطنز بمناسبت هفته سربازان گمنام امام زمان(عج)
  پربيننده ترين مطالب
  اوقات شرعی


  وضعيت هوا


 

مناسبت ها  ولادت رسول اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) 

مناسبت ها ، ولادت رسول اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع)


میلاد رسول اکرم

 


میلاد رسول اکرم- روز هفتم فرا رسید.«عبد المطلب‏»،براى عرض سپاسگزارى به درگاه الهى گوسفندى کشت و گروهى را دعوت نمود و در آن جشن با شکوه،که از عموم قریش‏دعوت شده بود،نام فرزند خود را«محمد»گذارد.وقتى از او پرسیدند:چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید،در صورتى که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟گفت:خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.

 

 

درباره‏ میلاد رسول اکرم  «حسان بن ثابت‏»شاعر رسول خدا چنین مى‏گوید:

 


فشق له من اسمه لیجله فذو العرش محمود و هذا محمد
آفریدگار،نامى از اسم خود براى پیامبر خود مشتق نمود.از این جهت(خدا) «محمود»(پسندیده)و پیامبر او«محمد»(ستوده)است و هر دو کلمه از یک ماده مشتقند و یک معنى را مى‏رسانند.


قطعا،الهام غیبى در انتخاب این نام بى‏دخالت نبوده است.زیرا نام محمد،اگر چه در میان اعراب معروف بود،ولى کمتر کسى تا آن زمان به آن نام نامیده شده بود.طبق آمار دقیقى که بعضى از تاریخ نویسان بدست آورده‏اند،تا آن روز فقط شانزده نفر به این اسم نامگذارى شده بودند.

 

چنانکه شاعر درباره میلاد رسول اکرم می گوید:

ان الذین سموا باسم محمد من قبل خیر الناس ضعف ثمان 

کسانى که به نام محمد،پیش از پیامبر اسلام نام گذارى شده بودند،شانزده نفر بودند.

میلاد رسول اکرم-ناگفته پیداست که:هر چه مصداق یک لفظ کمتر باشد،اشتباه در آن کمتر خواهد بود و چون کتابهاى آسمانى،از نام و نشان و علایم روحى و جسمى او خبر داده بودند،باید علایم آن حضرت آنچنان روشن باشد که اشتباه در آن راه پیدا نکند.یکى از آن علایم، نام آن حضرت است.باید مصداق آن به قدرى کم باشد،که راه هر گونه تردیدى را در تشخیص پیامبر گرامى از بین ببرد.مخصوصا هنگامى که بقیه اوصاف و علائم وى ضمیمه نام او گردد.در این صورت،بطور واضح کسى که انجیل و تورات از ظهور او خبر داده است،به خوبى شناخته خواهد شد.

 

 

 

میلاد رسول اکرم,میلاد حضرت رسول اکرم,تولد حضرت محمد,میلاد پیامبر,میلاد حضرت محمد

 

 

 

 

میلاد رسول اکرم,میلاد حضرت رسول اکرم,تولد حضرت محمد,میلاد پیامبر,میلاد حضرت محمد

 

 



اشتباه خاورشناسان در میلاد رسول اکرم

 


میلاد رسول اکرم-قرآن مجید،رسول گرامى را به دو و یا چند نام معرفى مى‏کند. در سوره‏هاى آل عمران و محمد و فتح و احزاب،در آیه‏هاى 138 و 2 و 29 و 40،او را به نام‏«محمد»و در سوره‏«صف آیه 6»به نام‏«احمد»خوانده است.علت داشتن دو نام اینست که:مادر رسولخدا،پیش از جدش،نام او را«احمد»گذارده بود،چنانکه در تاریخ منعکس است. بنابراین،آنچه را بعضى از خاورشناسان در مقام اعتراض گفته‏اند که:«انجیل‏»،به تصریح قرآن،در سوره‏«صف آیه 6»،ظهور پیامبرى را بشارت داده است که نام او احمد است نه محمد،و شخصى که مسلمانان به رهبرى او معتقدند،نام او«محمد»است نه احمد،بى اساس است. زیرا قرآنى که پیامبر ما را به نام‏«احمد»معرفى نموده است،در چند جا او را به نام‏«محمد»خوانده است.اگر مدرک آنها براى تعیین نام این پیامبر،قرآن مجید باشد(چنانکه همانست)،قرآن او را به هر دو اسم نامیده،و او را در جائى به نام محمد و در جاى دیگر«احمد»معرفى نموده است.

 

 

 

 

میلاد رسول اکرم,میلاد حضرت رسول اکرم,تولد حضرت محمد,میلاد پیامبر,میلاد حضرت محمد

 

 

 

اخلاق خانوادگی رسول اکرم

در ارتباط با مقاله میلاد رسول اکرم

 

در اخلاق حضرت محمد , همین بس كه با آن جلالت و موقعیتى كه به سلاطین نامه دعوت مى نوشت در خانه , تا حد امكان كارش را شخصا انجام مى داد.

اهل سیره نوشته اند : پیامبر خدا در خانه خویش خدمتكار اهل خود بود , گوشت را تكه تكه مى كرد و بر سفره غذاى حقیرانه مى نشست و انگشتان خویش را مى لیسید , بز خود را مى دوشید و لباس خود را وصله مى نمود و بر شتر خود عقال مى زد و به ناقه خود علف مى داد , با خدمتكار منزل آرد را آسیاب مى كرد و خمیر مى ساخت.

ابن شهر آشوب در كتاب مناقب , (ج 1, ص 146) روایت كرده كه :
رسول خدا (ص) كفش خود را وصله مى زد , پوشاك خویش را مى دوخت , در منزل را شخصا باز مى كرد , گوسفندان و شترها را مى دوشید و به هنگام خسته شدن خادمش در دستاس كردن به كمك او مى شتافت و آب وضوى شبش را خود تهیه مى كرد. و در همه كارها به اهل خانه كمك مى كرد. لوازم خانه و زندگانى را به پشت خود از بازار به خانه مى برد.
گاه اتفاق مى افتاد كه حضرت خانه خویش را نظافت مى كرد و جارو مى كشید و خود مكرر مى فرمود : كمك به همسر و كارهاى منزل , صدقه و احسان در راه خدا محسوب مى شود.

از عایشه نقل شده كه گفته است : محبوب ترین كارها نزد رسول خدا (ص) خیاطى بود.
پیامبراكرم (ص) با همه عظمت و موقعیت ممتازش در منزل كار مى كرد. و به نگهدارى و پرستارى از كودكان مى پرداخت. 
عایشه همسر آن حضرت مى گوید : وقتى خلوت مى شد , پیامبر لباس خود را مى دوخت و كفش خویش را وصله مى كرد.

 

 

میلاد رسول اکرم,میلاد حضرت رسول اکرم,تولد حضرت محمد,میلاد پیامبر,میلاد حضرت محمد

 

 

على(ع) بیش از سى سال عمر خود را با رسول خدا (ص) سپرى كرده و شناساترین فرد به رسول خدا بوده و از اخلاق داخلى و خارجى حضرتش اطلاع دقیق داشته , امام حسین(ع) مى فرماید :
سإلت إبى عن مدخل رسول الله صلى الله علیه و آله فقال :
كان دخوله فى نفسه مإذونا فى ذلك, فاذا آوى الى منزله جزإ دخوله ثلاثه اجزإ, جزءا لله و جزءا لا هله و جزءا لنفسه. ثم جزء جزئه بینه و بین الناس فیرد ذلك بالخاصه على العامه و لا یدخر عنهم عنه شیئا....

از پدرم در مورد امور رسول خدا (ص) در داخل خانه سوال كردم , فرمودند :
وقتى به خانه اش مى رفت , اوقاتش را سه قسمت مى كرد : یك قسمت براى خدا و یك قسمت براى خانواده اش و یك قسمت براى خودش , آن گاه قسمت خودش را نیز میان خود و مردم تقسیم مى كرد و آن را براى بستگان و بزرگان صحابه (كه در منزلش به خدمت او مى رسیدند) قرار مى داد و ذره اى از امكانات خود را از آنان دریغ نمى نمود (بلكه آن چه امكان داشت در حقشان انجام مى داد.)

حضرت در مورد امورى كه به شخص او مربوط مى شد , خشمگین نمى شد. تنها براى خدا , آن گاه كه حرمت هاى الهى شكسته مى شد , غضب مى كرد. یكى از همسران آن حضرت مى گوید : وقتى رسول خدا (ص) غضب مى كرد به جز على (ع) كسى را یاراى سخن گفتن با حضرتش نبود

علاوه بر همسران , همنشینان روزانه پیامبر (ص) عبارت بودند از فاطمه و شوهر و فرزندانش و به گواهى تاریخ و روایات فراوان , علاقه پیامبر خاتم (ص) به آن ها قابل قیاس با دیگر كسان و نزدیكان حضرت نبود. به موجب روایتى كه عایشه نقل كرد , هر گاه فاطمه (س) بر پدر وارد مى شد رسول خدا (ص) جلوى پاى دخترش بلند مى شد و او را مى بوسید و در جاى خود مى نشانید.

در عروسى فاطمه (س) زنان مسرور بودند و اظهار شادمانى مى كردند و سرود مى خواندند و مى گفتند : ابوها سید الناس.
رسول خدا (ص) فرمود : بگویید و بعلها ذو الشده الباس.

و این مصراع چون در مدح حضرت امیرالمومنین (ع) بود , با آن كه رسول خدا خواسته بود بانوان بگویند اما عایشه , زنان را منع كرد از اضافه كردن این مصراع. پیامبر(ص) متوجه موضوع شد و فرمود : عایشه عداوت ما را ترك نمى كند!

روزى رسول اكرم (ص) وارد اطاق عایشه شد مشاهده كرد كه تكه نانى روى زمین و زیر دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود : اى حمیرا ! مجاورت نعمت هاى الهى را بر خویشتن گرامى دار تا هرگز نعمت هاى خداوندى از مردم دور نشوند.




ولادت امام جعفر صادق (ع)

در اینجا به مناسبت ولادت امام ششم حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام)مختصرى از زندگانى و شرح حال و فضائل آن بزرگوار را مى آوریم، به امید آن كه از الطاف این بزرگواران در دنیا و آخرت برخوردار باشیم.

تاریخ ولادت امام صادق(علیه السلام)

1 - امام صادق(علیه السلام) در هنگام طلوع فجر روز جمعه 27 ربیع الاول سال 83 هـ ق در شهر مقدس مدینه به دنیا آمدند، پدر آن بزرگوار حضرت امام باقر(علیه السلام)، و مادر آن بزرگوار امّ فروه دختر قاسم بن محمد بن أبى بكر بودند.
حضرت صادق جعفر بن محمد بن على بن الحسین(علیه السلام) از میان برادران خویش جانشین پدرش حضرت باقر(علیه السلام) بود، و وصى آن جناب بود كه پس از او به امر امامت قیام نمود، و در فضل و دانش سر آمد همه برادران گشت، و از همه آنان نام آورتر، و در قدر و منزلت بالاتر، و در میان شیعه و سنى مقامش ارجمندتر بود، و به اندازه مردم از علوم آن حضرت نقل كرده اند كه سخنانش توشه راه كاروانیان و مسافران و نام نامیش در هر شهر و دیار زبانزد مردمان گشته، و از هیچ یك از این خاندان علماء و دانشمندان بدان اندازه كه از آن جناب حدیث نقل كرده از دیگرى نقل نكرده اند، و هیچ یك از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره بردند از دیگران بهره گیرى نكردند، زیرا اصحاب حدیث كه نام راویان ثقات آن بزرگوار را جمع كرده اند با اختلاف در عقیده و گفتار شماره آن به چهار هزار نفر مى رسد.
و دلیل هاى روشن درباره امامت آن جناب به اندازه اى است كه دل ها را حیران كرده و زبان دشمن را از خورده گیرى گنگ و لال ساخته.

اسماء و القاب آن امام صادق(علیه السلام)

2 - نام آن حضرت جعفر و لقب شاخص ایشان حضرت «صادق» است، اگر چه القاب دیگرى همانند فاضل و صابر، و طاهر هم داشته اند، لقب صادق را حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) براى آن حضرت انتخاب فرمودند، مرحوم مجلسى در جلد 47 بحار الانوار صفحه 8 روایتى بدین مضمون نقل كرده است:
«امام زین العابدین(علیه السلام) از پدرش و او از جدش امیر المؤمنین(علیه السلام) نقل كرده كه فرمود: پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: وقتى كه فرزند من جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب متولد شد، او را صادق نام گذارید، زیرا در اولاد او كسى همنام او خواهد بود كه به ناحق دعوى امامت مى كند، و او را كذاب خواهند گفت.

فضائل و كرامات امام صادق(علیه السلام)

3 - فضائل آن حضرت زیاده از آن است كه در این مختصر احصا شود، لكن براى تیمن و تبرك به بعض آنها اشاره مى كنیم.
مالك بن انس فقیه مدینه مى گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) مى رفتم، آن حضرت براى نشستن من متكا مى گذاشت و احترام مى فرمود و ایشان نسبت به من محبت داشت، و این امر مرا بسیار خوشحال مى كرد و خداى را بر این نعمت شكر مى كردم. سپس مالك مى گوید: آن حضرت مردى بود كه از سه حال خارج نبود: یا روزه بوده یا در حال نماز، و یا در حال ذكر خداوند، از بزرگان عبادت كنندگان، و در زهد سرآمد بود، از همان هایى كه از خدا خوف و خشیت فراوان دارند.
آن حضرت كثیر الحدیث، خوش مجلس، پر فایده بود.
هر زمانى كه مى فرمود: «قال رسول الله(صلى الله علیه وآله)» گاهى رنگ آن حضرت كبود، و گاهى زرد مى شد، تا به جایى كه گاهى شناخته نمى شد.
یك سال با آن حضرت به حج خانه خدا رفته بودم، وقتى كه گاه احرام شد، هرچه آن حضرت سعى مى كرد كه تلبیه «لبیك اللهم لبیك» بگوید، صدا در گلوى آن حضرت قطع مى شد و نزدیك بود كه از بالاى مركب به زمین بیافتد، به آن حضرت عرض كردم; اى فرزند پیامبر بگو لبیك، زیرا باید محرم شوى و چاره اى از گفتن نیست، آن حضرت فرمود:
چگونه جسارت كنم و بگویم: «لبیك اللهم لبیك» در حالى كه مى ترسم از آن كه خداوند عزوجل به من بگوید: «لا لبیك و لا سعدیك؟» بحار الانوار، ج 47، ص 16
شخصى به نام مفضل بن قیس مى گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) رفتم و بعض گرفتارى هایم را به آن حضرت گفتم و از ایشان خواستم كه برایم دعا كند، آن بزرگوار به خادمه خانه فرمود: آن كیسه پولى را كه ابوجعفر منصور براى ما فرستاده بیاور، خادمه كیسه را آورد، آن حضرت فرمود: این كیسه اى است كه در آن چهار صد دینار است، به واسطه آن امور خود را اصلاح كن، به آن حضرت گفتم: فداى شما شوم، قصد من این نبود، بلكه مى خواستم كه شما برایم دعا بفرمایید، آن حضرت گفت: من به شما دعا هم مى كنم، لكن همه گرفتاریت را براى دیگران باز گو مكن، زیرا خوار مى شوى. بحار الانوار ج 47، ص 34.
هشام بن سالم كه یكى از اصحاب آن حضرت است مى گوید: حضرت صادق(علیه السلام)وقتى شب مى شد كیسه اى برمى داشتند كه در آن نان و گوشت و پول گذاشته بودند، آن را به دوش مى گرفتند و براى فقراء و نیازمندان مدینه مى بردند و بین آنان تقسیم مى كردند، و كسى آن حضرت را نمى شناخت، تا آن كه ایشان از دنیا رفتند و فقراء دریافتند كه آن كسى كه دست كرم او بر سر آنان بوده امام صادق(علیه السلام) بوده است. بحار الانوار، ج 47، ص 38
مسمع بن عبدالملك مى گوید: در منى نزد امام صادق(علیه السلام) نشسته بودم در حالى كه ظرف انگورى در مجلس بود كه از آن مى خوردیم. سائلى آمد و چیزى خواست، امام صادق(علیه السلام) خوشه انگورى به او داد. سائل گفت: به انگور نیازى ندارم، اگر پول بود! حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشاید، شخص فقیر رفت و سپس برگشت و گفت: خوشه انگور را بدهید، حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشاید و چیزى به او نداد. سپس شخص دیگرى آمد، امام(علیه السلام) سه دانه انگور به او داد، آن شخص سائل گرفت و گفت: سپاس خداوند دو جهان را كه مرا روزى داد.
امام صادق(علیه السلام) به او فرمود: بایست، سپس دو دست خود را از انگور پر كرد و به او داد، آن مرد گرفت و مثل دفعه قبل حمد خداى را به جاى آورد، امام(علیه السلام)دوباره او را امر به ایستادن كرد و به خادم فرمود: چقدر پول همراه دارى، نزد خادم بیست درهم یا نزدیك به این مبلغ بود، آن بزرگوار آن پول را به شخص سائل دادند، او گرفت و گفت:
سپاس خداى را، این نعمت از توست به تنهایى، و شریكى براى تو نیست، امام(علیه السلام)او را امر به توقف فرمود، و سپس پیراهنى كه در بر داشت بیرون آورده به او داد و فرمود این لباس را بپوش، او هم پوشید و گفت: سپاس خداوندى را كه مرا پوشانید و مستور نموده اى ابا عبدالله خداوند ترا جزاى خیر دهد و سپس رفت، راوى مى گوید این شخص جز این دعایى براى امام صادق(علیه السلام) نكرد، و ما گمان مى كردیم كه اگر براى خود آن حضرت دعا نكرده بود، بلكه فقط خداوند را سپاس مى گفت حضرت مرتب به او بخشش و احسان مى كردند، زیرا هر وقت حمد خداوند را به جاى مى آورد حضرت چیزى به او مى دادند. بحار الانوار ج 47، ص 42. و از این روایت به خوبى فهمیده مى شود كه امامان معصوم(علیهم السلام) چه اندازه توجه به حضرت پروردگار داشته و در مقابل عظمت او خاضع بوده اند.
همچنان كه در روایت دیگر وارد شده است كه امام صادق(علیه السلام) در نماز قرآن تلاوت مى كرد، تا آن كه غش كرد، وقتى كه به حالت عادى برگشت كسى پرسید: چه چیز باعث این حالت براى شما شد؟ آن حضرت فرمود: من مرتب آیات قرآن را تكرار مى كردم تا آن كه حالى براى من پیدا شد كه گویا قرآن را رو در رو از كسى كه آن را فرستاده مى شنیدم. بحار الانوار، ج 47، ص 58

شمه اى از كلمات امام صادق(علیه السلام)

الف: از سخنان آن حضرت است كه فرمود: این گونه نیست كه هر كس قصد چیزى را كرد توانایى بر آن پیدا كند، و نه هر كه توانایى انجام كارى پیدا كرد موفق بدان شود، و نه هر كس موفق شد آن را درست به دست آورد، پس هر گاه قصد و توانایى و رسیدن به هدف همه با هم فراهم شد، آنگاه اسباب سعادت فراهم شده است. ارشاد شیخ مفید(رحمه الله)، ج 25، ص 197.
ب: و در باب توبه فرموده اند: به تأخیر انداختن توبه از فریفتگى به دنیاست، و بسیارى امروز و فردا كردن از حیرت و سرگردانى است، و بهانه جویى بر خدا موجب هلاكت است، و پافشارى و تكرار در گناه به علت ایمنى از مكر خدا است، و ایمن نشوند از مكر خدا جز زیانكاران.
ج: و از سخنان آن حضرت(علیه السلام) در وادار كردن مردم به دقت نظر در دین خدا و شناختن دوستان او است كه مى فرماید: نیك نظر و دقت كنید در آنچه نادانى آن بر شما جایز و روا نیست، و براى خود خیر اندیشى كنید، و بكوشید در به دست آوردن آنچه در ندانستن آن بهانه و عذرى از شما پذیرفته نیست، زیرا در دین خدا اركانى است كه با جهل به آن اركان كوشش در عبادت سودى ندارد، و هر كه آن ها را شناخت معتقد و متدین به آنها شد میانه روى در عبادت به او زیان نزدند (مقصود شناختن امام و امامت است كه كوشش در عبادت بدون شناسایى امام سودى ندارد، و میانه روى در عبادت با معرفت به امام زیانى ندارد) و براى هیچ كس راهى به شناسایى اركان دین نیست جز آن كه خداوند توفیق عنایت فرماید.
د: و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: همه دانش مردم را در چهار چیز یافتم،، اول: این كه پروردگار خود را بشناسى، دوم: این كه آنچه درباره تو انجام داده بدانى، سوم: این كه آنچه از تو خواسته است بشناسى، چهارم: آنكه بدانى چه چیز تو را از دینت بیرون مى برد.
معارف واجبه از این چهار قسم بیرون نیست زیرا نخستین چیزى كه بر بنده واجب است شناختن پروردگارش مى باشد، و چون دانست كه خدایى دارد واجب است كارهایى كه خدا درباره اش انجام داده بداند، و چون آن را دانست نعمت خدا را شناخته است، و چون نعمت خدا را در وجود خویش شناخت واجب است شكر آن را انجام دهد، و چون بخواهد شكر آن نعمت را به جا آورد لازم است خواسته خدا را بداند كه با انجام دادن آن پیرویش كند، و چون پیروى خدا بر او واجب شد باید بداند چه چیز است كه او را از دین خدا بیرون برد تا از آن اجتناب ورزد، و در نتیجه اطاعت خدا و شكر نعمت هاى او را از روى اخلاص انجام خواهد داد.


  عناوين مرتبط :




www.natanz.ir

کلیه حقوق این سایت برای شهرداری نطنز محفوظ است

برنامه نويسی : اصفهان هاست