امروز شمسی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
  قوانین شهرداری  قوانین شهرداری   مناقصه ها و مزایده ها  مناقصه ها و مزایده ها   ارسال مطلب و خبر  ارسال مطلب و خبر   تماس با ما  تماس با ما   جاذبه های گردشگری  جاذبه های گردشگری   گالری عکس  گالری عکس   شورای اسلامی شهر  شورای اسلامی شهر   درباره شهردار  درباره شهردار   معرفی شهر  معرفی شهر   صفحه اول  صفحه اول  

  مطالب برگزيده

  آخرين اخبار
غرفه بازیافت آماده خدمت رسانی به شهروندان نطنزی است
اطلاعیه دادگستری شهرستان نطنز در خصوص روزه خواری در اماکن عمومی و معابر
دیدار نوروزی شهردار نطنز و مرتضی باغبادی نائب رئیس شورای اسلامی شهر نطنز با رحمت الله فیروزی پور
بازدید شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر نطنز از ایستگاه امنیت و سلامت روبروی امامزاده سلطان حسین
احتمال وزش باد شدید و طوفان لحظه ای در شهر نطنز وجود دارد
جشن نوروزگاه با حضور طنزپردازان و حضور افتخاری بازیگران همشهری
نصب شعار سال در ورودی های شهر
پیام شهردار نطنز بمناسبت عید نوروز؛
اکران فیلم موقعیت مهدی و زیر صفر در ایام نوروز
پیام شهردار نطنز بمناسبت هفته سربازان گمنام امام زمان(عج)
  پربيننده ترين مطالب
  اوقات شرعی


  وضعيت هوا


 

مناسبت ها  شهادت حضرت زینب(س) 

مناسبت ها ، شهادت حضرت زینب(س)

حضرت زینب , دختر على بن ابیطالب (ع ) و فاطمه زهراى است .
او زنـدگـى شـیـریـنـش را در كـنـار پـدر و مـادر و جد بزرگوارش (نبى گرامى اسلام (ص و برادرانش (امام حسن و امام حسین (ع )) آغاز كرد.
زندگى پررنج و مشقت زینب (س ) پس از پنج سالگى ـ مقارن با رحلت پیامبر اكرم (ص ) ـ آغاز شد و در فاصله اى بسیار كوتاه , پس از مرگ پیامبر, وى شاهد مادرى بود كه در بین درب و دیوار فریاد مى زد: اى فضه , مرا دریاب !.
هزاران غم , یكى پس از دیگرى , میهمان قلب كوچك دختر زهرا شد.
ناراحتى غصب خلافت پدر, بردن على بن ابیطالب (ع ) به اجبار و با پاى برهنه به مسجد, تازیانه هایى كه بر بازوى مادر مى نشست و سرانجام موج سنگین رحلت زهراى مرضیه ى , كمر زینب را شكست .
گویى زینب , از همین آغاز راه , در برابر طوفان تازیانه غم ها قرارمى گیرد تا روزى بتواند همه غم و رنج هستى را بر دوش كشد!.
غـم و رنـجـى كه پدر در كوفه از آن خبر داده است : روزى زینب در كلاس تفسیرش براى بانوان , سوره كهیعص را تفسیر مى كرد.
على (ع ) وارد شد و از دخترش پرسید: كهیعص را تفسیر مى كنى ؟!.
زینب عرض كرد: آرى .
على (ع ) فرمود: اى نور دیده !.
ایـن حـروف , رمـزى است در مصیبت وارده بر شما عترت پیغمبر و شاید فرموده باشد: كاف , رمز كربلا است , هاء اشاره به هلاكت عترت دارد, یاء یعنى یزید,آن كه بر حسین ستم مى كند, عین كنایه از عطش ابى عبداللّه است , و صاد اشاره به صبر دارد.
زینب در زیر تازیانه روزگار آبدیده مى شود تا پیام رسان عاشورا باشد.
از هـمـیـن رو زمانى كه پسرعمویش , عبداللّه بن جعفر, به خواستگاریش مى آید, شرط مى كند: در رفتن به خانه برادرم (حسین ) آزاد باشم و هرگاه اوبه مسافرت رفت , من نیز باید با او بروم !!.
مصیبت شهادت امیرمومنان على (ع ) و امام حسن مجتبى (ع ), زینب را آبدیده تر مى كند.
آن گاه زمان هجرت فرا مى رسد و در سال 60 هجرى , به همراه برادرش امام حسین (ع ), از مدینه به مكه و از آن جا به طرف كربلا حركت مى كند.
كـربـلا صـحنه شهادت برادران و برادرزادگان زینب و منظره تماشایى به خون نشستن محمد و عون , دو رزمنده قهرمان و شجاعى است كه در دامان زینب پرورش یافته اند.
زیـنـب , نـاظر این صحنه هاست و همه اینها از زینب , دختر على (ع ), شیرزنى مى سازد كه از عصر عاشورا, قافله سالار كاروان اسیران آزادیبخش مى شود.
پـس از آتـش گرفتن خیمه ها در شب یازدهم محرم الحرام سال 61 هجرى قمرى و با وجود فشار غـم هـا بر قلب زینب , در نیمه شب با قدى خمیده به نماز شب مى ایستد و فرداى آن به همراه امام سجاد(ع ) و دیگر اسرا, راهى كوفه مى شود.
در كـوفـه , زیـنـب (س ) را بـه مـجـلـس ابـن زیاد مى برند, در حالى كه كنیزانش , پیرامون وى را گرفته اند.
او با شكوهى خاص وارد مجلس مى شود و به عبیداللّه اعتنایى نمى كند.
ابن زیاد, از این بى توجهى , به شدت ناراحت شده , با این كه زینب را شناخته است , مى پرسد: این زن پرنخوت و تكبر كیست ؟.
كسى جواب نمى دهد!.
باز سوال مى كند, تا بار سوم كه زنى پاسخ مى دهد: این زینب دختر على است !.
عبیداللّه مى گوید: خدا را شكر مى كنم كه شما را رسوا و دروغتان را آشكار كرد!.
زیـنـب با كمال شهامت و شجاعت مى فرماید: خدا را شكر مى كنیم كه افتخار شهادت را نصیب ما كرد!.
رسوائى از آن فاسق ها است .
ما در عمرمان دروغ نگفته ایم , دروغ هم از آن فاجرهاست .
زینب , در شام و در برابر یزید نیز با خطبه اى غرا و آتشین , كوس رسوایى یزید را به صدا درآورد و با ایـن كه در چنگال خون آشام ترین طاغوت زمان اسیر بود, چنان حماسه آفرید كه پایه هاى حكومت فرزند معاویه را به لرزه درآورد.
در ظـاهـر, یـزید فرمانروا بود و زینب تنها و دربند, اما روح بلند دختر فاطمه (س ), یزید را درهم شـكسته بود و سرانجام یزید, از ترس سقوطحكومتش , به این نتیجه رسید كه كاروان اسیران را به مدینه بفرستد.
پـس از ورود كـاروان بـه مـدیـنـه , هـمـه مـى دانـستند باید به كجا رفت , مسیر كاروان به سوى مسجدالنبى ر بود.
زیـنـب كه همه خاطرات مدینه , پیامبر(ص ) و حسین (ع ) را به دل داشت , تا نگاهش به قبر پیامبر گرامى اسلام (ص ) افتاد, صداى گریه اش بلند شدوفریادزد: اى رسول خدار!.
خبر كشته شدن حسین (ع ) را آورده ایم !.
پس از این ماجرا, مدینه آماده بهره بردارى از كلاس درس امام سجاد(ع ) و زینب كبرى شد.
زینب احكام و فتاوى را براى مردم بیان مى كرد و محور مراجعه آنان بود.
روحیه و بیان زینب (س ), همه را به یاد امیرمومنان (ع ) مى انداخت .
كـار زیـنـب (س ) ابلاغ خون شهیدان بود و چه خوب پیام خود را ابلاغ كرد. حضرت زینب سلام الله علیها، شیرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات یافته و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید.
مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اینك زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى باشد.

شمه‏اى از كمالات معنوى حضرت زینب ‏(سلام الله علیها)

بر قلّه دانش
زینب كبرى‏علیها السلام بانویى سرشار از بینش و بصیرت بود كه با سیره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» دیروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگویى ماندگار از شخصیت عظیم خویش به یادگار گذارد و معیارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى همیشه ترسیم كرد.
برترین درجه علم، علمى است كه از ذات الهى به انسان افاضه مى‏شود كه به تعبیر قرآن مجید، علم «لَدُنّى» نام دارد: «و عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً(1)»: «علم فراوانى از نزد خود به او (حضرت خضر) آموختیم». حضرت زینب‏علیها السلام به شهادت امام سجادعلیه السلام، داراى چنین علمى بود كه خطاب به عمّه‏اش فرمود:
«أنْتِ بِحَمْدِاللَّه عالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ و فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَةٍ(2)».
«به حمداللَّه تو دانشمند معلم‏ندیده و فهمیده‏اى فهم نیاموخته هستى».
وى در حدود 6 سالگى، شایستگى حفظ خطبه استدلالى، عمیق و جامع مادرش فاطمه زهراعلیها السلام را داشت و این نشانه بارزى از رشد فكرى و بلوغ اندیشه و تعقّل دخترى است كه در دامان عصمت و طهارت پرورش یافت و به زلال روح و كمال معنوى و قرب الهى رسید.
یك سال پس از استقرار حضرت على‏علیه السلام در كوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت‏علیه السلام پیام فرستادند و گفتند:
«ما شنیده‏ایم كه دختر شما، حضرت زینب‏علیها السلام همانند مادرش، زهراى مرضیّه، منبع سرشار دانش و داراى علوم و كمالات است. اگر اجازه بدهید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شویم». على‏علیه السلام اجازه داد تا دختر عالمه‏اش بانوان مسلمان كوفه را آموزش دهد و مشكلات علمى و دینى آنان را حل كند. زینب‏علیها السلام آمادگى خود را اعلام نمود و بعد از دیدارهاى مقدماتى، جلسه تفسیر قرآن براى آنان تشكیل داد و پرسش‏ها و شبهات آنان را جواب مى‏داد(3).
از سخنان آن حضرت‏علیها السلام در طول مسافرت كربلا، كوفه و شام، خطبه‏ها و سخنرانى‏هایى كه در فرصت‏هاى مختلف در برابر ستمكاران و طاغیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبى معلوم مى‏شود كه مراتب علم و دانش و كمال آن بانوى بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم و اكتسابى نبوده است(4). هم‏چنین در جنبه مقام علمیش، علاوه بر توانایى براى ایراد خطبه‏ها، نكته ظریف و اساسى وجود دارد و آن تصمیم‏گیرى‏ها و موضع‏گیرى‏هاى به‏جا در مناسبت‏هاى لازم است كه خوب مى‏دانست كجا باید نرم سخن گفت، در كجا باید برآشفت و حماسه آفرید، در كجا باید گریه كرد و اشك ریخت و چه وقت باید عقل و منطق را به كار گرفت(5).
همچنین نام زینب كبرى‏علیها السلام به عنوان یكى از محدثان برجسته شیعه، صفحات كتب رجال را مزیّن كرده است. روایت‏هاى آن حضرت‏علیها السلام در منابع معتبر شیعه از جمله در كتاب‏هاى «من لا یحضره الفقیه»، «وسایل‏الشیعه»، «بحارالانوار» و... موجود است(6) كه آنها را از مادر و برادرش حضرت سیدالشهداءعلیه السلام شنیده و براى دیگران روایت كرده است. اهمّ این احادیث بدین شرح است: داستان نزول مائده آسمانى براى حضرت زهراعلیها السلام، حدیث «امّ ایمن» در ماجراى دفن حضرت على‏علیه السلام، خطبه دفاع مادر از حق امامت و مطالبه فدك كه سند اخیر را عده‏اى از مورخان و محدّثین نامدار شیعه همچون شیخ صدوق در كتاب «علل الشرایع» و علامه مجلسى در «بحارالانوار» آورده‏اند.
به هر حال این بانوى شجاع كربلا راوى حدیث از مادر و برادر خود بوده و از نظر دانشمندان رجالى و حدیث‏شناسان، عدالت و اعتماد این بانوى پاك و بافضیلت در زمینه بیان حدیث و مقامات علمى مورد تأیید قرار گرفته و صداقت و درایت او انكارناپذیر است(7).

عبادت و انقطاع از خلق‏
در میان فضایل و كمالات ملكوتى حضرت زینب‏علیها السلام، خلوت با معشوق و مناجات با قاضى‏الحاجات، درخشندگى خاصى دارد. سراسر زندگى او به خاطر جهاد و هجرت در راه خدا و همراهى و همگامى با پدر، مادر و برادر در جهت انجام وظیفه و احیاى معالم و معارف اسلام، عبادت محسوب مى‏شود.
عبادت آن بانوى مكرّمه‏علیها السلام تنها به معناى خاص «عبادت» نبود، بلكه تمام حركات و سكنات، خروش و فریادها، سفرها و اسارت‏ها، بیدارگرى‏ها و مبارزات و حتى نفس‏هاى او از آنجا كه به خاطر خداوند بود، همه از مراتبى عمیق و والا از اخلاص و عبادت خداوند متعال برخوردار بود.
اكثر شب‏ها را به تهجّد و تلاوت قرآن، صبح مى‏كرد. به گفته برخى از مورّخان، عبادت‏ها و نمازهاى شب پدر و مادر خود را از نزدیك دیده بود.. او در حماسه كربلا شاهد بود كه برادرش، حضرت امام حسین‏علیه السلام به برادرش حضرت ابوالفضل‏علیه السلام فرمود: «اى برادر! نزد دشمن برو و یك شب را مهلت بگیر؛ شاید بتوانیم به نماز، دعا و خواندن قرآن استغفار در پیش‏گاه پروردگار مشغول شویم. خدا مى‏داند كه من نماز، دعا و استغفار و خواندن قرآن را دوست دارم(8).
در شب یازدهم محرم، على‏رغم آن‏همه خستگى و فرسودگى و مشاهده آن‏همه آلام روحى، نماز شب خود را خواند. امام سجادعلیه السلام فرمود:
«عمه‏ام، زینب‏علیها السلام در مسیر كوفه تا شام تمام نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏كرد و در بعضى از منازل به خاطر شدت گرسنگى و ضعف، نشسته اداى تكلیف مى‏كرد(9)».
امام حسین‏علیه السلام كه خود معصوم و واسطه فیض الهى است، هنگام وداع با خواهرش فرمود: «خواهر جان مرا در نماز شب فراموش مكن(10)». این، نشان از آن دارد كه این بانو به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته بود و به حكمت و هدف آفرینش دست یازیده بود؛ بنابراین دیده‏ها را بازتر و افق‏ها را برتر و معرفت‏ها را قوى‏تر باید كرد تا مقام عبودیت زینب كبرى‏علیها السلام را بهتر شناخت.

آفتاب عفت‏
زینب كبرى‏علیها السلام بانویى سرشار از بینش و بصیرت بود كه با سیره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» دیروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگویى ماندگار از شخصیت عظیم خویش به یادگار گذارد و معیارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى همیشه ترسیم كرد.
وى در پاسدارى از عفت و عصمت، سرآمد زنان و دختران روزگار بود و با الهام از پیام آسمانى قرآن و طبق آموزه‏هاى مادرش، فاطمه زهراعلیها السلام، حجاب و عفت را مانند گوهرى ارزشمند براى یك زن مسلمان مى‏دانست و بر این باور بود كه زن هنگامى به خداى خود نزدیك‏تر است كه خود را از معرض دید مردان بیگانه حفظ نماید(11).
زینب كبرى‏علیها السلام دختر آن مادرى است كه براى احقاق حق و دفاع از حقوق رهبر اسلام و حجت خدا از منزل بیرون مى‏آمد و با دشمنان، به احتجاج مى‏پرداخت؛ اما سر تا پا محجوب و پوشیده؛ همان مادرى كه وصیّت مى‏كند پیكرش را بعد از مرگ در تابوتى با دیواره‏هاى بلند بگذارند تا از انظار نامحرمان به دور باشد، پس طبیعى است كه دختر او هم باید این تعالیم بلند اسلام را رعایت نماید؛ چراكه حفظ شرف و حیثیّت زن، واجب و حجاب از ضروریّات دین است و اصولاً تمام فداكارى‏هاى این بانو براى تحقق احكام اسلام بود. بنابراین عفت و پاكدامنى خویش را حتى در سخت‏ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خویش پاى مى‏فشرد.
آن بانوى بزرگوار براى پاسدارى از مرزهاى حیا و عفاف بر سر یزید فریاد زد كه: «آیا این از عدالت است كه زنان و كنیزان خویش را پشت پرده نشانى و دختران رسول خداصلى الله علیه وآله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دریدى و صورت‏هاى آنان را آشكار ساختى(12)».

نماد كمال عقل
برترین معیار عقل‏گرایى در زندگى، ادب و ادب‏آموزى است. كیمیایى كه تیرگى‏ها و تاریكى‏هاى قلب را مى‏زداید و نور و روشنایى در رواق وجود انسان مى‏افزاید به گونه‏اى كه بهاى بى‏نظیر آدمى با سنجش مقدار ادب هر فردى، قابل تشخیص خواهد بود.
زینب كبرى‏علیها السلام شخصیت شایسته‏اى بود كه درس ادب را در مكتب امامت آموخته بود و سیره و سخن پدر و مادر خود را از اعماق وجود خود پذیرفته بود. در گفتار و رفتار، صمیمى، مهربان، صادق و مؤدب بود به گونه‏اى كه زنان بسیارى در نخستین برخورد، شیفته شیوه و مجذوب اخلاق روح‏پرور او مى‏شدند(13).
ادب و احترام حضرت زینب‏علیها السلام به برادر خود آن‏چنان بود كه هنگامى كه عبداللَّه بن عباس به امام حسین‏علیه السلام گفت: شما كه به این سفر خطرناك مى‏روید چرا زن‏ها را با خود مى‏برید؟ حضرت زینب‏علیها السلام با شنیدن این سخن سر از محمل خود برآورده و فرمود: «اى پسر عباس! آیا مى‏خواهى بین من و برادرم جدایى بیندازى؟ هرگز من از او جدا نخواهم شد(14)»..
در حادثه عاشورا در برابر آن‏همه مصائب و داغ‏ها و حوادث، هرگز از مسیر ادب و عبودیّت نسبت به حضرت حق خارج نشد و هیچ‏گاه كلمه‏اى حاكى از دلتنگى، نارضایتى، اعتراض، شكایت و تنگ‏نظرى بر لب نراند. هرچه مى‏گفت بر طبق رضایت خداوند متعال و مقدرات او بود و بلكه بالاتر از آن در پاسخ طعنه پسر زیاد، مى‏فرمود:
«إنّى ما رَأَیْتُ إلاّ جَمیلاً(15)»: «من جز زیبایى ندیدم».
كه این كلام در نظر اهل آن، از بالاترین مراتب توحید، عرفان، قرب به خداى متعال و رسم بندگى و عبودیت، حكایت دارد و كمال ادب عاشق را نسبت به معشوق نشان مى‏دهد.

ایثار
عقیله بنى هاشم‏علیها السلام در این صفت، گوى سبقت را از دیگران ربوده بود. او براى حفظ جان دیگران، خطر را به جان مى‏خرید و در تمام صحنه‏ها، دیگران را بر خود مقدم مى‏داشت. او در ماجراى كربلا حتى از سهمیه آب خویش استفاده نمى‏كرد و آن را نیز به كودكان مى‏داد. در بین راه كوفه و شام با این كه خود گرسنه و تشنه بود، «ایثار» را به بند كشیده و آن را شرمنده ساخت.
امام زین‏العابدین‏علیه السلام مى‏فرمود: «عمه‏ام، زینب‏علیها السلام، در مدت اسارت، غذایى را كه به عنوان سهمیه و جیره مى‏دادند، بین كودكان تقسیم مى‏كرد؛ زیرا در شبانه‏روز به هر یك از ما یك قرص نان مى‏دادند. او سختى‏ها و تازیانه‏ها را به جان خود مى‏خرید و نمى‏گذاشت بر بازوى كودكان اصابت كند(16)».

دفاع از حریم ولایت‏
حضرت زینب‏علیها السلام حركت و هدایت انسان‏ها را بدون امام‏علیه السلام، سكون و هلاكت مى‏دانست و زمام‏دارى زیان‏آلود نااهلان را باعث دورماندن توده‏ها از صراط مستقیم مى‏دید. بدین علت، دفاع و حمایت از مقام امامت و ولایت را سرلوحه مسوؤلیت‏هاى خویش قرار داده بود و با تمام توان، بعد از حادثه عاشورا به ارائه رهنمودهاى شایسته و مبارزه با زرمداران و زورمحوران در قالب خطابه مى‏پرداخت. وى چون دست‏پرورده زهراى اطهرعلیها السلام بود، درس ولایت‏مدارى را از مادر فراگرفته بود. از یك سو در جهت معرفى و شناساندن ولایت، از طریق نفى اتّهامات و یادآورى حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش كرد و از سوى دیگر سر تا پا تسلیم امامت بود؛ چه در دوران امامت امام حسین‏علیه السلام و چه در دوران امام سجادعلیه السلام كه حتى در چند مورد از جان امام سجادعلیه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمایت نمود.

كرامت
هر چند هزاران كرامت از این بانوى بزرگوار سر زده است، اما فقط نمونه‏اى را نقل مى‏كنیم. مرحوم ثقةالاسلام نورى از سید محمدباقر سلطان‏آبادى نقل مى‏كند:
«به چشم‏درد شدیدى در چشم چپ مبتلا شدم. هرچه درمان كردم فایده‏اى نكرد و برعكس مریضى‏ام شدیدتر شد. بعضى از دكترها مى‏گفتند قابل علاج نیست. برخى هم قول شش ماه بعد مى‏دادند و من هر روز از روز قبل نالان‏تر مى‏شدم تا این‏كه سیاهى چشمم گرفته شد و دیگر نمى‏توانستم بخوابم. در آن موقع یكى از دوستانم براى خداحافظى به دیدنم آمد. او مى‏خواست به كربلا برود. من هم با او همراه شدم. در منزل اول دردچشم شدیدتر شد و همه مرا شماتت مى‏كردند مگر یك نفر. بالاخره به منزل دوم رسیدیم، درد شدیدتر از قبل شد و ورم چشمم افزون‏تر؛ تا اینكه نزدیك سحر آرام شد.
در عالم رؤیا عقیله بنى هاشم، زینب كبرى‏3، را دیدم كه گوشه مقنعه‏اش را به چشمم مى‏كشید. از خواب بیدار شدم و چشمم خوب شد. دوستانم باور نمى‏كردند، سوار شدیم در بین راه درد و ناراحتى احساس نمى‏كردم. من كه همیشه ناراحت و عاجز بودم، پیش خود گفتم: كاش بسته روى چشمم را باز مى‏كردم. تا باز كردم، دیدم همه‏چیز را مى‏بینم. صدا زدم كه رفقا بیایید. همه آمدند و گفتند: كدام چشمت درد مى‏كرد؟ گفتم: چشم چپم بود. هرچه نگاه كردند تفاوتى بین چشم چپ و راستم ندیدند(17)».

پی نوشتها:
1) كهف، 65.
2) سفینة البحار، ج 1، ص 558.
3) ریاحین الشریعة، ج 3، ص 57.
4) زندگى زینب‏علیها السلام، رسولى محلاتى، ص 10.
5) زینب قهرمان‏علیها السلام، احمد صادقى اردستانى، ص 103.
6) ماهنامه مبلّغان، شماره 31، جمادى‏الاولى 1423، ص 21.
7) زنان دانشمند و راوى حدیث، صادقى اردستانى، ص 278.
8) تاریخ طبرى، ج 6، ص 238.
9) ریاحین الشریعة، ج 3، ص 62.
10) همان، ص 62.
11) ماهنامه مبلّغان، شماره 31، ص 18.
12) بحارالانوار، ج 45، ص 134.
13) مجله پیام زن، شماره 128، ص 19.
14) ریاحین الشریهة، ج 3، ص 41.
15) بحارالانوار، ج 45، ص 116.
16) ماهنامه مبلّغان، شماره 33، رجب 1423، ص 43.
17) زندگانى زینب كبرى‏علیها السلام، شهید دستغیب، ص 19 به نقل از ماهنامه مبلّغان، پیش شماره 7، ص 15 - 14.

  عناوين مرتبط :




www.natanz.ir

کلیه حقوق این سایت برای شهرداری نطنز محفوظ است

برنامه نويسی : اصفهان هاست